محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
182
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
شگفت اين كه تورات نخست آشكارا مىگويد : بنى اسرائيل به موسى ايمان آوردند ، اما چيزى نمىگذرد كه سخن ديگرگون مىكند و مىگويد : بنى اسرائيل ، كه سالها سرشتشان به بندگى و بيگارى خو گرفته بود ، به موسى ايمان نياوردند . و وعدههاى او را ، كه شما را از چنگ آزار فرعونيان مىرهانم ؛ ملت برگزيدهء خدا مىكنم ؛ و به سرزمينى كه شير و عسل از آن مىجوشد ، مىبرم ، به چيزى نگرفتند . « 1 » دربارهء ايمان آوردن يا نياوردن بنى اسرائيل به موسى در قرآن چنين مىخوانيم : « جز اندكى از زادگان قوم موسى « 2 » ، كسى به او ايمان نياورد ، آن هم با ترس و بيم از فرعون و بزرگانشان « 3 » ، كه مبادا بلايى بر سر آنان آورند ، و فرعون در آن سرزمين سر به گردنكشى برآورده بود و در ظلم و زور زيادهروى مىكرد » . « 4 » و از اين سخن قرآن برمىآيد كه آن دسته از بنى اسرائيل كه به موسى ايمان آوردند ، نوجوانان كم سن و سال بودهاند - و نه همهء اسرائيليان - و اين نوجوانان كم سن و سال نيز بيم آن را داشتهاند كه
--> ( 1 ) . سفر خروج ، 4 : 29 - 31 ، 6 : 6 - 11 . ( 2 ) . اين كه زاد و رودى كه به موسى ايمان آوردند چه كسانى بودهاند ، مفسران چند رأى و رويكرد دارند : بيشتر آنان را جوانان اسرائيلى دانستهاند و گفتهاند : پدران دعوت موسى را نپذيرفتند ، اما پسران ، با همهء ترسى كه از فرعون داشتند ، پذيرفتند ؛ و مجاهد آنان را فرزندان كسانى دانسته كه موسى به سوى آنان فرستاده شده بود و آنان خود با گذشت زمان مرده بودند و فرزندانشان به موسى ايمان آورده بودند ؛ طبرى نيز بر اين پايه كه ضمير بايد به نزديكترين مرجع خود بازگردد ، آنان را از قوم بنى اسرائيل مىداند و نه از قوم فرعون ؛ برخى نيز آنان را از قوم فرعون گفتهاند و نه از قوم بنى اسرائيل ؛ ابن عباس در يكى از دو قول خود ، آنان را از بنى اسرائيل مىداند و در ديگرى از قوم فرعون ، و مىگويد جز بنى اسرائيل اندكى از قوم فرعون - همسر فرعون ، مؤمن آل فرعون ، خزانهدار فرعون و همسر خزانهدار فرعون - نيز به موسى ايمان آوردند ؛ ابن كثير نيز مىگويد اين ذريه از قوم فرعوناند زيرا بنى اسرائيل همه به او ايمان آورده بودند ( تفسير نسفى ، 2 / 172 - 173 ؛ تفسير ابى سعود ، 4 / 170 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 221 - 223 ؛ تفسير طبرى ، 15 / 163 - 167 ؛ تفسير خازن ، 3 / 202 - 204 ؛ تفسير المنار ، 11 / 383 - 384 ؛ تفسير قرطبى ، 3208 ) . ( 3 ) . درباره اين كه مرجع ضمير ، بزرگانشان ( - ملاءهم ) چيست نيز مفسران چند ديدگاه دارند : بيشتر مىگويند به فرعون باز مىگردد و آوردن آن به صورت جمع يا از اين رو است كه ضميرى كه به بزرگان باز مىگردد ، بيشتر در ساختار جمع آورده مىشود و اين كه آيه در مقام بيان ظلم و زور و سركشى فرعون است با بزرگى و سرورى او ، كه مراد سلطه و سلطنت است - ناسازگارى ندارد ؛ و يا از اين رو است كه از فرعون ، فرعونيان خواسته شده است ؛ و يا از اين رو است كه فرعون يارانى داشته كه با آنان در ستمگرى و زورگويى ، راى زنى مىكرده است ؛ برخى نيز مرجع اين ضمير را سران و بزرگان بنى اسرائيل دانستهاند كه از ترس فرعون ، فرزندان خود را از ايمان آوردن به موسى باز مىداشتهاند ( بنگريد به مراجع پيشين ) . ( 4 ) . « فَما آمَنَ لِمُوسى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ » ( سورهء يونس ، آيهء 83 ) .